یک ماهگی دخترم

دیبا جونم بالاخره یک ماهت تمووم شد .خیلی ماه سختی برای هممون بود گریه هات دل دردات ..همه باهم باعث میشد بینهایت غصه بخورم آخه اصلا فکرشو نیکردم اینفدر سخت باشه ولی خدارو شکر یک ذره بهتر شدی جون دیکه برای کولیکت میتونی دارو بخوری و شبها دیگه از ساعت ٨ تا ١٠ جیغ نزنی.ولی بازم برای من که هیج تجربه ای از بچه کوچیک نداشتم سخت بود خدارو هزار با رشکر که ممامان خوب و با دست وپایی دارم و مثل تمامی مراحل زندگیم همراه و کمکم بود.اما امیدوارم بعد از اینکه ٤٠ روزت شد به گفته همه آروم بشی دخترم و من از وجود نازنینت لذت ببرم.ببخشید خیلی غر زدم.دست خودم نیست.خیلی خستم.روی ماهتو میبوسم.
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


یک ماهگی دخترم
